شبکه ملی پخش

اساساً به دليل اينكه هر شخصي با هر سابقه و با هر مقدار پولي مي تواند مبادرت به ايجاد شركت پخش كند (همانطور كه در كشور، به ويژه در شهرهاي بزرگ مانند تهران بوضوح شاهد آن هستيم)، تعداد زيادي شركتهاي پخش كوچك در جاهاي مختلف مشاهده مي شود كه ريسك فعاليت با اين شركتها چه از نظر بازپرداخت وجه كالاهاي فروخته شده و چه از نظر كنترل نحوه فعاليت آنها به حدي بالاست كه عملاً فعاليت با اين سيستم ها را فاقد هر گونه توجيه مي كند.
در اين بخش فقط به همكاري با شركتهاي بزرگ پخش اشاره مي شود:
مزيتها:
1. ريسك بازگشت وجه كالاي فروخته شده نسبتاً در مقايسه با روش اول پايين است.
2. به دليل وجود تجربه نسبتاً خوب در امر توزيع مويرگي و وجود اطلاعات به روز در اين سيستم ها، كنترل شبكه توزيع و مسيركالاي فروخته شده آسان است.(البته اگر اطلاعات در اختيار شركت توليد كننده قرار داده شود).
3. سرعت انتقال كالا به بازار نسبتاً خوب است.(البته نه در همه موارد)
4. به دليل متمركز بودن سيستم سفارش دهي و باز پرداخت وجه كالاي فروخته شده، مشكلات تعدد مشتري و مراكز سفارش وجود ندارد و طرف حساب يك نفر است.
معايب:
1. شركت توليد كننده هيچ كنترلي بر شيوه هاي توزيع كالا ندارد.
2. به دليل واحد بودن كانال توزيع، در صورتي كه به هر دليل، شركت توزيع كننده، توزيع كالا را انجام ندهد، شركت توليد كننده فلج خواهد شد.
3. سيستم تامين مالي شركت، منوط به پرداخت پول از يك منبع واحد مي شود. در صورتي كه به هر دليل پرداخت پول از طرف شركت توزيع كننده قطع شود، سيستم توليد كننده با مشكلات عديده اي مواجه خواهد شد.
4. در صورتي كه عملكرد سيستم توزيع مورد رضايت توليد كننده نباشد، شركت توليد كننده نمي تواند عكس العمل مناسب و سريع از خود نشان دهد.
5. در بلند مدت، شركت توزيع كننده عملاً تعيين كننده خط مشي توليد كننده خواهد بود و توليد كننده بايد تابع تصميمات توزيع كننده باشد.
6. دوره باز پرداخت وجه فروخته شده به شركتهاي پخش بزرگ بسيار طولاني بوده و هزينه فرصت از دست رفته سرمايه براي شركتهاي توليد كننده بالا خواهد بود.
مجتمع هاي توليدي و شبكه هاي توزيع مستقل
اساساً صاحبان سرمايه و كارشناسان بازار بخوبي از معايب اساسي شركتهاي پخش بزرگ آگاه هستند و از سالهاي گذشته كشور همواره شاهد تولد شركتهاي پخش مختلف در مجتمعهاي توليدي بوده است كه اين مسئله تا امروز همچنان ادامه دارد.
در گذشته مجتمعهاي مختلف توليدي كه حجم وسيعي از كالاهاي با برند معتبر اين كشور را توليد مي كنند، با آگاهي از اهميت فوق العاده استراتژي توزيع و به مقصد رساني كالا و ايجاد دسترسي آسان به كالا براي مشتري و كنترل شيوه توزيع و بازار محصول و بسياري از موارد ديگر، مجموعه اي از شركتهاي توزيع تخصصي خود را راه‌اندازي كردند كه اين مجموعه ها در حال حاضر از شركتهاي قوي و معتبر پخش در كشور محسوب مي شوند. نكته حائز اهميت اين است كه به طور معمول مجتمعهاي توليدي و شركتهاي توليدي بزرگ كه داراي شبكه هاي توزيع مستقل هستند، معمولاً از برندهاي معتبرتر و حضور فعالتري در بازار برخوردارند و سودهاي كلاني از محل فروش محصولات براي كارخانه هاي خود ايجاد مي كنند. در حالي كه شركتهايي كه با شبكه هاي توزيع ديگر فعاليت دارند، از اين مزيت ها برخوردار نيستند و يا كم بهره اند و هزينه هاي سرسام آوري را براي توزيع محصولات و تقويت جايگاه برند خود در بازار مي پردازند.

تصميم درباره كانال توزيع و فروش كالا، از جمله مهمترين تصميماتي است كه فرا روي مديران قرار دارد. تصميم درباره توزيع كالا بر ساير تصميمات بازاريابي تاثير مستقيم مي گذارد. نبض يك شركت در دست شبكه توزيع و فروش آن است، اما با همه اين شرايط اغلب شركتها به كانال‌هاي توزيع كالاهاي خود توجه كافي ندارند و اين امر گاه عواقب زيانباري براي آنان به دنبال دارد و در مقابل، بسياري از شركتهاي با استفاده از سيستم هاي توزيع خلاق، به مزيت رقابتي دست يافته اند. اين نوشتار سعي دارد كه براساس تجربيات نويسنده، انواع كانال‌هاي توزيع در ايران و مزايا و معايب هريك را بيان كند